عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

64

كشف الحقايق ( فارسى )

را به انسان تشبيه مىكنى دل اين انسان موجودات هم آدمى داناست پس آدميى دانا دل موجودات باشد . بعضى گفته‌اند كه انسان كامل هم كتاب اللّه هم كلام اللّه است زيرا كه انسان كامل مجموع هر دو عالمست و بعضى گفته‌اند كه انسان كامل كتاب اللّه است و سخن انسان كامل كلام اللّه است . اى درويش تمام عالم يك وجود است و اين وجود صورت انسان دارد يعنى فلك الافلاك كه محيط است پوست اين وجودست و فلك ثابتات پا و سر اين وجودست و دوازده برج كه بر ويست دوازده قواى حيوانىاند ده مدركه و دو متحركه يعنى پنج حس ظاهر و پنج حس باطن و باعثه و فاعله و باقى كواكب كه بر ويست قواى نباتىاند و هفت آسمان امعاى اين وجودند معده و شش و جگر و هفت كوكب سياره اعضاى هفتگانه است دماغ و شش و جگر و سپرز و دل و گرده و مثانه و عناصر اربعه اخلاط اربعه است و طبيعت طبيعت اين وجودست و روح روح اين وجودست و نفس نفس اين وجودست و اين جمله يك كلمه است . فصل بدان اى درويش كه محققان اهل وحدت اين كلمه را به آسيا تشبيه كنند و مىگويند كه غله اين آسيا معادن و نبات و حيوان است و كار اين آسيا آنست كه پيوسته مىگردد و غله را خود مىپروراند و خود بكمال مىرساند و به آخر خود خورد مىكند و اين آسيا را كهنه شدن و خراب گشتن نيست از جهت آنكه اين آسيا را جوى از خودست و آب از خود و چرخ از خود و سنگ از خود و غله از خود و آرد از خود و آسيابان از خود و هم در خود دارد لاجرم هرگز خراب نشود و كهنه نگردد . اى درويش هيچ نماند كه من نگفتم اما نمىدانم كه تو چه فهم كردى . اى درويش اين سخنان كه گفته مىشود همه مقصود تو نيستى زود باشد كه قومى بيايند و هر حرفى از حرفهاى اين كتاب را به جانها خرند : فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ